شهید مطهری افشاگر توطئه تاویل "ظاهر" دیانت به "بطن" الحاد و مادیت بضمیمه نقدی از استاد شهید بر "اسلام شناسی" دکتر شریعتی صفحه 255
- شهید مطهری، مرغ شباهنگ ظلمت التقاط 1
- امام خمینی: 1
- مقدمه چاپ دوم 1
- سخنی پیرامون شخصیت علامه طباطبائی 8
- پیشگفتار: 12
- بحثی در ضرورت تزکیه فکری و فرهنگی 16
- بحثی پیرامون بدعت؛ و لزوم مبارزه فوری و قاطع علما با آن 22
- بحثی در اسلام، وفقاهت 30
- مذهب تشیع، اساس وحدت ملی ما و روحانیت شیعه: پاسدار وحدت و تمامیت این مذهب 39
- مطهری، مطهر سیمای فرهنگ اسلامی از زنگار غرب زدگی و شرق مآبی 44
- جلسه اول 45
- اشاره 45
- طرق مبارزه استعمار با نهضت های اسلامی 47
- رمز تأکید امام روی استاد شهید مطهری 49
- بحثی پیرامون «غربزدگی» 50
- غربزدگی در لفظ، و غربزدگی در معنا 51
- نگاهی به واژه های فرهنگ اسلامی 52
- غربزدگی، همان مباحی مذهبی است 61
- نگاهی به منظومه کلی فرهنگ اومانیستی غرب و شرق پس از رونسانس: 62
- تعریفی از غربزدگی 72
- کمونیسم شرق نیز، ریشه در «اومانیسم غرب» دارد: 73
- شهید مطهری، یکی از مشخصترین سمبل های غربزدائی در عصرمان 86
- جلسه دوم 88
- مطهری، چگونه مطهری شد؟ 89
- 1 _ التزام به کتاب و عترت معصومین (ع) 89
- اشاره 89
- 2 _ عطوفت پدرانه نسبت به التقاط زدگان و تلاش مجدانه و دردمندانه برای هدایت آنان: 93
- 3 _ عامل اتحاد میان وجه ملکوتی دانشگاه، و حوزه 96
- 4 _ حضور مستمر در صحنه مبارزه با بدع و کجرویهای زمانه 98
- سایر ویژگیهای مرحوم مطهری 129
- اشاره 132
- مطهری، افشاگر توطئه استعماری تأویل ظاهر دیانت، به باطن الحاد و مادیت، شرقیت و غربیت 132
- «اسلام زدائی در جهت غربزدگی» سیاست استعماری «فراموشخانه» با دست «روشنفکران» 135
- ریشه و روند پیدایش «پروتستانتیسم» در غرب و نتایج آن 137
- ارتجاع زدائی! 140
- اشاره 140
- رهبر انقلاب، و «اسلام سنتی»: 141
- رهبر انقلاب، و «فقه سنتی»: 142
- رهبر انقلاب، و «شعائر سنتی»: 144
- اتخاذ سیاست «مسخ اسلام» به جای «مبارزه مستقیم» با آن _ توسط فراموشخانه 146
- 1_ میرزا یعقوب خان ارمنی و تز «امتزاج اساس اسلام با علوم فرنگ»: 151
- طرح مسئله «پروتستانتیسم اسلامی» از زبان، و در آثار پیشگامان فراماسونری 151
- 2_ پرنس ملکم خان ناظم الدوله، و تز «پیرایشگری اسلام»: 153
- 3_ میرزا یوسف خان مستشارالدوله، و تز «بهره ور کردن مذهب اسلام از جمیع اختراعات جدیده علمی غرب»: 156
- 4_ بالگونیک فتحعلی آخوندوف، و تز «پروتستانتیسم اسلامی»: 158
- شهید شیخ فضل الله نوری در ستیز با جریان استعماری _ وارداتی «پروتستانتیسم اسلامی» 163
- 5_ عبدالرحیم طالبوف، و تز «مدرنیزه کردن اسلام»: 163
- پاکدینی «کسروی» و «اصلاح دین» شریعت سنجگلی، تداوم جریان استعماری «پروتستانتیسم اسلامی»: 164
- روشنفکری مذهبی چهل سال اخیر: 169
- تألیف کشف اسرار و ترور کسروی 170
- 1_ «سوسیال امپریالیسم»، و سیاست مسخ اسلام؛ 171
- «مسخ اسلام» سیاست مشترک شرق و غرب، و غرب و شرق 171
- اشاره 171
- لنین و مسخ اسلام 173
- استالین و مسخ... 175
- سوسیال دموکراتهای صدر مشروطه و مسخ اسلام: 177
- حزب توده و توطئه مسخ اسلام 179
- 2 _ «کاپیتال امپریالیسم»، و سیاست مسخ اسلام 215
- اشاره 215
- «ماسینیون»، پدر روحانی روشنفکران مذهبی! 232
- دکتر شریعتی، و «پروتستانتیسم اسلامی»؛ 256
- اشاره 283
- ضمائم: 283
- *ضمیمه شماره 1 284
- *ضمیمه شماره 2 290
- *ضمیمه شماره 3 307
- 3 _ چگونه کمیته مرکزی حزب توده مارکسیسم را به ابتذال می کشاند 308
- اشاره 308
- الف _ حزب توده و عضویت افراد مذهبی 311
- ب _ حزب توده و «حربه آلوده بهتان لامذهبی» به آن 326
- ج _ سوسیالیسم و اسلام از نظر حزب توده 328
- 4 _ چرا حزب توده به آستان بوسی مذهب رفته است 333
- *ضمیمه شماره 4 342
- ضمائم: 342
- * ضمیمه شماره 5: 363
اختصار، از آن می گذریم و فقط اضافه می کنیم که ماسینیون در این کتاب، کتاب «سلیم بن قیس» را _ که نویسنده اش از اصحاب امیرالمؤمنین بوده و قدیمیترین و ضمناً یکی از متون معتبر و اصیل تاریخی شیعی بشمار می رود و چند تن از ائمه علیهم السلام مندرجات آن را صراحتاً مورد تأیید قرار داده اند کتابی «مشکوک» دانسته است! (صفحه 104) و یا روایات شیعه مبنی بر حضور حضرت امیر در مدائن بر بالین سلمان و کفن و دفن او را «اسطوره» و افسانه شمرده است! (ص 112)
آری، چنانچه شریعتی، خود، موقتاً هم که شده، دل و دماغش را از خود باختگی و حبّ افراطی نسبت به ماسینیون خالی می نمود و همین کتاب «سلمان پاک» او را یکبار، بطور بیطرفانه و واقع بینانه (و با مراجعه به اهل فنّ) از نظر می گذراند، بی هیچ شک حق را به آن «پیرمرد روشن ضمیر» داده و ذهن خویش را از رسوبات القائات امثال ماسینیون (که او را با آن همه استعداد، به دام «پروتستانتیسم اسلامی» و «اسلام، منهای آخوند» کشانیدند) می پالائید و نتیجتاً به جای «غربزدگی»، موضع والائی از «غرب زدائی» را اشغال می نمود. و چنین نمی شد که انقلاب اسلامی ایران، هرچه که از آلودگی به هوای نفس غرب زدگان و شرق مآبان، پیراسته تر شده و گوهر الهی اش درخشش و لمعان بیشتری یابد، لا محاله، از شریعتی و خط فکری او، فاصله بیشتری بگیرد، و دست آخر، آثار شریعتی، جز حربه ای در دست فرقانیان و فرقان مآبان برای به شهادت رساندن و بخاک و خون کشانیدن امثال مطهری ها _ که انقلاب اسلامی، در پیروزی و پیشرفت صراط مستقیم خویش، تا ابد وامدار آنهاست _ نشود و نماند.
شریعتی هرچه بود، اینک روی در نقاب خاک کشیده و در دادگاه عدل الهی، پاسخگوی اعمال و اقوال خویش است. من و تو که باقی مانده ایم، این چند صباح گذرا را، برای تخلص از دام های نامرئی یی که شرق و غرب بر سر راهمان تعبیه کرده اند و چه بسا در برخی از آنها نیز افتاده باشیم، تا دیر نشده فکری بکنیم!
..... بگذریم.